ما و دانشجویان امروز ۳،

دانشگاه، جامعه، صنعت سه راس یک مثلث

دانشگاه، جامعه، صنعت سه راس یک مثلث

به گزارش پی اچ پی و جی کوئری، اصفهان دانشگاه، جامعه و صنعت سه ضلع یک مثلث را می سازند که اگر ارتباط یکی از اضلاع با ضلع دیگر سست شود، دیگر مثلثی وجود نخواهد داشت. این سه در برابر یکدیگر مسئولیت دارند و درک این مورد می تواند آینده بهتری را برای دانشجویان رقم زند.



احمد لطفی زاده، استاد دانشگاه در رشته مهندسی کامپیوتر و هوش مصنوعی، در گفتگو با ایسنا، از اهمیت ارتباط میان دانشگاه، جامعه و صنعت صحبت کرد و بر نقش کلیدی که این ارتباط بر کسب و کار دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه دارد، تاکید نمود. از منظر او، دانشگاه، جامعه و صنعت سه ضلع یک مثلث را می سازند که اگر ارتباط یکی از اضلاع با ضلع دیگر سست شود، دیگر مثلثی وجود نخواهد داشت. آن چه در ادامه می خوانید گفتگوی ایسنا با این استاد دانشگاه در مورد اهمیت ارتباط میان دانشگاه، جامعه و صنعت است.

به نظر شما معضلی که اینروزها دانشجویان به صورت جدی در زمینه کسب و کار با آن مواجهند چیست؟

یکی از معضلاتی که در ارتباط با دانشگاه می شود اینست که نوعی نگاه و طرز فکر اشتباه از جانب جامعه در مورد دانشگاه وجود دارد. در واقع، نگاه مردم و جامعه باید نسبت دانشگاه تغییر کند، چون که انتظاری که مردم از دانشگاه دارند با آن چیزی که دانشگاه به آنها تحویل می دهد، کاملا متفاوت می باشد. بعنوان کسی که حدود ۱۶ سال در دانشگاه مشغول به تدریس است و قبل از آن هم در این سیستم آموزشی تحصیل کرده، اگر بخواهم نگاهی به انتظار جامعه از دانشگاه بیندازم، باید بگویم که آن چیزی که دانشگاه است با آن انتظاری که از دانشگاه می رود کاملا متفاوت است؛ دانشگاه تنها می تواند یک سری سرخط ها را در زمانی محدود به دانشجو تحویل دهد، اما چیزی که دانشجو انتظار دارد اینست که دانشگاه او را برای ورود به بازار کار آماده کند.

کامل تر بگویم؛ دانشگاه دانشجوها را برای بازار کار آماده می کند، اما برای تبدیل شدن به کارمندانی که برای صنعت مطیع باشند و این حقیقت تلخی است. به دیگر سخن، محصول نظام آموزشی فعلی یک کارمند مطیع برای صنعت است. مواردی مانند انضباط به صورت افراطی و نه در معنای حقیقی آن، تکلیف گفتن، تنبیه کردن و اجبار به مطیع بودن دانشجو یا دانش آموز، چنین مواردی است که دانشجو را برای مطیع بودن در مقابل صنعت آماده می کند، در حالیکه دانشجو انتظار دارد در دانشگاه علمی را بدست آورد که از راه آن بتواند کاری را انجام دهد، اما دانشگاه به صورت مستقیم این کار را انجام نمی دهد.

دانشگاه تنها یک سری سرخط ها را از جهان عظیم علم به دانشجویان، به خصوص به دانشجویان رشته های فنی مهندسی، تحویل می دهد که امکان دارد کاربردی باشد. دانشجویان این رشته ها با این تصور و امید که ما چهار سال در دانشگاه وقت می گذاریم و در این زمان با مطالب کاربردی زیادی آشنا می شویم و می توانیم بعد از تحصیل در بازار کار از آن استفاده نماییم، به دانشگاه وارد می شوند. چه بسا دانشجویانی که بعد از کسب مدرک کارشناسی با این تصور که بتوانند کار بهتری پیدا کنند، وارد مقطع کارشناسی ارشد و دکتری می شوند.

اشتباه این نوع تفکر در کجاست؟ آیا تحصیلات بیشتر ضامن به دست آوردن کار بهتر نیست؟

کارشناسی ارشد و دکتری فرد را برای بازار کار آماده نمی کند، بلکه دانشجو را برای کسب علم، انجام پژوهش و تحقیقات بیشتر آماده می کند، اما متاسفانه خیلی از دانشجویان با علم به این مورد وارد دانشگاه نمی شوند، آنها با این تصور که در دانشگاه علمی را کسب می کنند که می توانند از راه آن وارد بازار کار شوند به دانشگاه وارد می شوند.

با توجه به تجربه تدریس و آشنایی شما با دانشجویان در این سال ها، آیا ارتباط و تناسبی میان مطالبی که در دانشگاه تدریس می شود و کاری که در صنعت و بازار صورت می گیرد، وجود دارد؟

تجربه شخصی من بعنوان مدرس رشته کامپیوتر اینست که تعداد بسیار کمی از دانشجویان حتی در ترم های آخر می توانند بعنوان کارآموز وارد بازار کار شوند. آن تعداد کمی هم که به این آمادگی رسیده اند، به این علت است که در دوران تحصیل پیگیر یک سری آموزش های دیگر بوده اند. آنها از سرخط هایی که دانشگاه در اختیار آنها گذاشته استفاده و تلاش کرده اند در مباحث عمیق تر شوند، وگرنه سرفصل هایی که در دانشگاه تدریس می شود کاربرد آنچنانی به صورت مستقیم در بازار کار ندارد. تاکید می کنم بر روی عبارت «کاربرد آنچنانی به صورت مستقیم».

اما چرا؟ یکی از طنزهایی که در جامعه وجود دارد اینست که می گویند «یک روز دیگر هم گذشت، اما از انتگرال استفاده نشد»، شاید هم این طنز تلخ باشد، اما حقیقت اینست که مدت ها و سالهای زیادی دانشجویان و دانش آموزان در مورد انتگرال مطلب خواندند، اما در دنیای واقعی هیچگاه از آن استفاده نکردند، به جز بعضی از رشته های محدود. شاید تنها یک درصد از جامعه محصل ما در دنیای واقعی بعد از تحصیل از انتگرال استفاده نماید.

به نظر شما چه باید کرد؟ یک مدرس و در کل دانشگاه چه نقش موثری را می تواند برای بهبود بخشیدن به چنین شرایطی ایفا کند؟

باید به دانشجویان یادآوری کرد که یادگیری این مبحث جدید می تواند طرز فکر و نگرش شما را به مسائل و جهانی که در آن هستیم تغییر دهد. کسی که می تواند مسائل در ارتباط با انتگرال را به سادگی حل کند، فردی است که می تواند مسائل را راحتتر تشخیص دهد و در مشکلات، مسیرهایی که منجر به حل مساله می شود را کشف کند. کسی که انتگرال می داند با کسی که انتگرال را نمی داند در جامعه معمولیِ بازار کار به آن صورت تفاوتی ندارد، اما از نظر نگرش برای حل مساله تفاوت زیادی دارد. مباحثی از این قبیل در رشته های فنی مهندسی بسیار است و من در جلسه اول به دانشجو می گویم که این مبحث به صورت مستقیم در بازار کار به کار شما نمی آید، اما یاد گرفتن آن به شما کمک می نماید که مسائل را بهتر تجزیه تحلیل و حل کنید.

دانشگاه چطور می تواند دانشجو را برای ارتباط با صنعت آماده کند؟

یک نقص بزرگ در دانشگاه اینست که ما به این بسنده می نماییم که تنها یک سری سر تیترها را به دانشجو عرضه دهیم، واحد ارتباط با صنعت در خیلی از دانشگاه های ما ضعیف عمل می کند؛ به جای این که این واحد بتواند پروژه ها و مسائل کاربردی دنیای صنعت را وارد دانشگاه کند و از اساتید و دانشجویان برای حل این مسائل کمک بگیرد، تنها کاری که انجام می دهد اینست که ترم آخر، در زمان فارغ التحصیلی یک مهر بر روی برگه دانشجویان بزند و نامه ای را برای رفتن به محل کارآموزی صادر کند و این یک معضل بسیار بزرگ است.

متاسفانه ارتباط دانشگاه با صنعت ما نسبتا قطع است. من گفتم انتظار و نگاه دانشجو باید نسبت به دانشگاه تغییر کند و در ادامه می خواهم بگویم شاید بهتر باشد دانشگاه هم خویش را با نگاه و انتظار جدید دانشجو تطبیق دهد. دانشگاه باید بتواند با بررسی نیازهای جامعه، افراد خلاق و پرشور و نه تنها کارمندهای مطیع صنعت، بلکه افرادی که می توانند پروژه های جدید خلق کنند و این جسارت را دارند که یک استارت آپ راه اندازی کنند، چنین اشخاصی را وارد بازار کار کند. ما نیازمند افرادی هستیم که کار خلق کنند، نه این که نیازمند تأمین کار باشند.

همچنین، یک استاد باید بتواند روش ارتباطی اش را با دانشجو تغییر دهد؛ این که اگر یک دانشجو به حرف استاد خود گوش ندهد برای او نمره منفی در نظر می گیریم یا اگر مطیع نبود و مسائل را به روش ما حل نکرد، به او نمره نمی دهیم، این روش یک روش تنبیهی سنتی و قدیمی است که نتیجه آن یک کارمند مطیع خواهد بود.

به نظر شما چاره و روش صحیح برقراری این ارتباط به چه شکل است؟

روش صحیح آن است که یک استاد، دانشجو را با خود همراه کند تا او وارد چالش ها شود و به دنبال آن باشد که با نگاهی انتقادی و تحلیل گرانه ضعف ها و مشکلات را متوجه شود. او باید به دنبال آن باشد که من کجا و چطور می توانم یک چاره دیگر عرضه دهم یا این که چطور با استاد و همکلاسی های خود ارتباط برقرار کنم تا اثرگذار باشم. داشتن چنین نگاهی مستلزم فعالیت گروهی است، در صورتیکه فعالیت گروهی در دانشگاه و مراکز آموزش ما بسیار ضعیف است. آموزش ارتباط و مهارت های تیمی آن چیزی است که جای خالی اش در فعالیتهای دانشگاهی ما بسیار احساس می شود، شاید به جرات بتوان گفت فعالیتهای تیمی در مهد کودک های ما بهتر از دانشگاه صورت می گیرد که آن هم به این علت است که نظام آموزشی بر روی آن نظارتی ندارد وگرنه هر کجا نظام آموزشی نظارت داشته، فعالیتهای تیمی از الویت ها کنار رفته است.

نواقص و مشکلاتی وجود دارد که دانشگاه بوجود می آورد و جامعه هم به این نقصها دامن می زند. باید جایی این نقصان ها را کنترل نماییم و بگویم که جامعه نگاهت به دانشگاه چطور باشد و این نکته که دانشگاه از جامعه چه انتظاری دارد را هم درک نماییم. کوتاه سخن این که جامعه، دانشگاه و صنعت با هم پیش می روند و در برابر یکدیگر مسئولیت دارند و درک این مورد می تواند آینده بهتری را برای دانشجویان و جوانان رقم بزند.





منبع:

1402/03/31
09:38:20
5.0 / 5
368
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۱